تبليغاتX
مریم دوستت دارم

مریم دوستت دارم

عشق من

دلــم گرفتــه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دلم گرفته از تو و نگاه بی پناهت                                 

دلم گرفته از تموم حرف های بی جوابت

 

دلم گرفته از زمونه از تموم دنیا

 دلم گرفته از هرچی قول و وفاست

 

بیا دوباره حرف های نو بگیم

از دل های عاشق دنیا بگیم

 

بیا دوباره از میون غم ها

 عشق و بسازیم و بشیم با وفا

 

بیا دوباره من و تو ما بشیم

دوباره هرچی حرف عاشقونه هست بگیم

 

بیا برای لحظه ای هم شده

 دوباره عاشق هم بشیم.

 

         

 

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم دی 1390ساعت 0:0 توسط وحید |

اشک...

 

اجازه ... !
اشک سه حرف  ندارد،
اشک خیلی حرف دارد ...

***

باور کرده ام ... ، انگار من،
برای ِ من ماندن ...
کم هستم ...
برای ِ ما شدن...
زیاد ...

***


باز  یا  بسته ...
چه فرق می کند؟
پنجره ... زخم ِ همیشگی ِ دیوار است...

 

مریم گلی کجایی بی من

  

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم دی 1390ساعت 21:48 توسط وحید |

تقدیم به تمام عاشقان حضرت ولی عصر(عج)

 

 

آقا قسم به جان شما خوب می شوم

باور کن آخرش به خدا خوب می شوم

این روزها ز دست دل خویش شاکیم

قدری تحملم بنما خوب می شوم

حتی اگر گناه خلایق کشم به دوش

با یک نگاه لطف شما خوب می شوم

من ننگ و عار حضرتتان تا به کی شوم

کی از دعای اهل بکا خوب می شوم

با یک دعای مادر دلسوز و مهربان

ام الائمه النجبا خوب می شوم

جمعی کبوتر حرم فاطمه شدند

من هم شبیه آن شهدا خوب می شوم

من بدترین غلام حقیر ولایتم

ای بهترین امام بیا خوب می شوم

با این همه بدی به ظهور شما قسم

با یک نسیم کرب و بلا خوب می شوم 

 شعر از خودم و با همکاری ناصر

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 21:11 توسط وحید |

دِلتَنگــے

 

دِلتَنگــے هـآیَمـ آنقَدر زیـآد شُدِه اَنـد

کـِ دیگـَر دَر هیچـ وآژِه اے جـآ نـِمــے شَوَند

دِلَمـ بـودَنـَتـ رآ میخوآهـَد عزیزم

 

-------------------------------------------------------------------------

 

بهانه های دنیا، تو را از یادم

نخواهند برد

من تو را در قلبم دارم

نه در دنیا

 

+ نوشته شده در شنبه دهم دی 1390ساعت 22:56 توسط وحید |

سلام ای کهنه عشق من (مریم طلا)

 

سلام ای کهنه عشق من، که یاد تو چه پا برجاست

سلام بر روی ماه تو، عزیز دل سلام از ما

تویه رویای کوتاهی، دعای هر سحرگاهی

شدم خواب عشقت، چون مرا اینگونه میخواهی

من آن خاموش خاموشم که با شادی نمی جوشم

ندارم هیچ گناهی جز، که ازتو چشم نمی پوشم

باغم در شکل آوازی، شکوه اوج پروازی

نداری هیچ گناهی جز، که بر من دل نمی بازی

مرا دیوانه میخواهی، ز خود بیگانه میخواهی

مرا دل باخته چون مجنون، ز من افسانه میخواهی

شدم بیگانه با هستی، ز خود بی خودترازمستی

نگاهم کن نگاهم کن، شدم هر انچه میخواستی

سلام ای کهنه عشق من، که یاد تو چه پا برجاست

سلام بر روی ماه تو،  عزیز دل سلام از ما

بکش دل را شهامت کن، مرا از غصه راحت کن

شدم انگشت نمای خلق، مرا تو درس عبرت کن

بکن حرف مرا باور، نیابی از من عاشق تر

نمیترسم من از اغراق، گذشت آب از سرم دیگر

سلام ای کهنه عشق من، که یاد تو چه پا برجاست

سلام بر روی ماه تو، عزیز دل سلام ازما

*******

مریم بی تو دارم می میرم!

حالا می فهمم که بی تو هیچم!

"واقعاً همینجوره عزیزم"

 

+ نوشته شده در شنبه دهم دی 1390ساعت 22:24 توسط وحید |

مریمم دوستت دارم

می دونم تو هم دوستم داری؟

عزیزم بیا ...

بیا تا هرچه دارم را به پایت بریزم

بیا تا گل واژه های زندگی را بدرقه چشمانت کنم

الهی من فدات بشم بیا که دیگر نائی ندارم

بیا و نگذار حرفهای همه، خنجری بر روزهای ما شود

بیا و چشم دشمنان را کور کن

بیا تا نشان دهیم رسم دوست داشتن را...

مریمم بیا

 

 

+ نوشته شده در جمعه نهم دی 1390ساعت 23:23 توسط وحید |

یادته میگفتی: قاپس

 

V & M

 

هنوز هم دلم تنگ می شود

برای حرف زدنت

و برای تکه کلام هایت

که نمی دانستی فقط کلام تو نبود

من هم به آنها تکیه داده بودم.

(قاپس)

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم دی 1390ساعت 21:21 توسط وحید |

 

 

                  چشم هایت را ورق بزن

        شاید در گوشه ای از آن

 مرا به یادگار کشیده باشی

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم دی 1390ساعت 20:0 توسط وحید |

V & M

V & M

 

میخواهم با تمامه سکوتم فریاد بزنم

میخواهم در پشته لنز دوربینت

دیگر مترسکی ترسو و غمگین نباشم

ژسته زیبایی هایه عشق را بگیرم

اعتقادی به سر نوشت ندارم

همه چیز دسته منو توست

همانطور که ساختیم داستان کوچه ی بنبست را

میسازم برایت زیباترین هارا

زیباترین عکسی که بگیری

عکسه خوشبختیست

روزی که بر بلندایه غرور فریادخواهم زد:

دوستت دارم

میدونم هیچ شباهتی به هیچی نداره ولی میخواستم تمومش کنم این

بی ذوقی و سنگینیه شعرامو

میخوام مثله دستایه مهربونت شعرایه من لطیف شه

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم دی 1390ساعت 15:57 توسط وحید |

به نظرت اگه این پله ها به خوشبختی برسه

منو تو

میتونیم یه روز با هم ازش

بالابریم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

خب میدونم که میگی: آره

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم دی 1390ساعت 15:49 توسط وحید |